شیرین عسل
ای مادر عزیز، تو بهترین گل واژه هستی، هستی؛ تو غزل لطیف روزگاری؛ تو دیوان محبت هایی؛ تو سرود جویباری؛ تو اقیانوس عشقی؛ تو دفتر رنج های نامکتوبی. اکنون که من از تو هستی یافته ام جانم فدایت باد! روزت مبـــــــــــــــــــــــارک مــــــــادرم. ارزش خواهر را، از کسی بپرس که آن را ندارد ارزش یک سال را، از دانش آموزی بپرس که در امتحان نهائی مردود شده است. ارزش یک ماه را، از مادری بپرس که کودک نارس به دنیا آورده است. ارزش یک هفته را، از ویراستار یک مجله هفتگی بپرس. ارزش یک ساعت را، از عاشقانی بپرس که در انتظار زمان قرار ملاقات هستند. ارزش یک دقیقه را، از کسی بپرس که به قطار، اتوبوس یا هواپیما نرسیده است. ارزش یک ثانیه را، از کسی بپرس که از حادثه ای جان سالم به در برده است. ارزش یک میلی ثانیه را، از کسی بپرس که در مسابقات المپیک، مدال نقره برده است. زمان برای هیچکس صبر نمیکند. قدر هر لحظه خود را بدانید. قدر آن را بیشتر خواهید دانست، اگر بتوانید آن را با دیگران نیز تقسیم کنید. برای پی بردن به ارزش یک دوست، آن را از دست بده. این نوشته را به دوستان خود یا هر کسی که برایش آرزوی خوشبختی دارید، ارسال کنید. صلح، عشق و کامیابی ارزانی همگان باد. پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازشما عکسبرداری بشود تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشد پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود! پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟ اما من که می دانم او چه کسی است.......! جلسه محاکمه عشق بود و عقل قاضی ، و عشق محکوم .... به دلیل تبعید به دورترین نقطه مغز یعنی فراموشی ، قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع کرد به طرفداری از عشق ، آهای چشم مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدن چهره زیبایش را داشتی ، ای گوش مگر تو نبودی که در آرزوی شنیدن صدایش بودی وشما پاها که همیشه در آرزوی رفتن به سویش بودید حالا چرا اینچنین با او مخالفید ؟ همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند ، تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت: دیدی قلب همه از عشق بی زارند ، ولی متحیرم با وجودی که عشق بیشتر از همه تورا آزرده چرا هنوز از او حمایت میکنی !؟ قلب نالید و گفت: من بی وجود عشق دیگر نخواهم بود و تنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار میکند و فقط با عشق میتوانم یک قلبی واقعی باشم اگر اگر خوشبختی را برای یک ساعت می خواهید ؛ دلم تنگ است سکوت از کوچه لبریز است صدایم خیس و بارانی است نمی دانم چرا در قلب من پاییز طولانی است رنگ دریا داری فکر امروزت باش به کجا می نگری زندگی ثانیه ایست وسعت ثانیه را می فهمی می شود مثل نسیم بال در بال چکاوک بوسه بر قلب شقایق بزنیم بودنت تنها نیست تو خدا را داری و من آرامش چشمان تو را من آیا زنده ام وقت ظهورت؟؟؟ اگر که آمدی من رفته بودم اسیر سال و ماه و هفته بودم دعایم کن دوباره جان بگیرم بیایم در رکاب تو بمیرم عیدتان مبارک. چه میكردی.........
من نه بر می گردم
نه جایی می روم
من فقط شبیه شما
شبیه یک مشت سکوت آفتاب ندیده می شوم
و گذران تلخ لحظه هایی را اندازه می گیرم
که جز زل زدن ،
به جدایی من از ما
کاری از دستشان ساخته نیست
چه باید كرد وقتی كاری ازت ساخته نیست
جه باید كرد وقتی لحظات به هر دلیلی ازت میگریزند
تو بودی چه میكردی؟ ؟ ؟
ارزش ده سال را، از زوج هائی بپرس که تازه از هم جدا شده اند.
ارزش چهار سال را، از یک فارغ التحصیل دانشگاه بپرس.
پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد!
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت:
ای جوان
رویاهایت را فرو مگذار
که بی آنان زندگانی را امیدی نیست
بی امید زندگی را آهنگی نباشد
از رویاهایت شتابان گذر مکن
که در التهاب این شتاب
نه تنها نقطه ی سر آغاز خویش
بلکه حتی سر منزل مقصود را گم کنی
زندگی مسابقه نیست
زندگی یک سفر است
وتو آن مسافری باش
که در هر گامش
ترنم خوش لحظه ها جاریست
چرت بزید.....
اگر خوشبختی را برای یک روز می خواهید؛
به پیک نیک بروید...
اگر خوشبختی را برای یک هفته می خواهید ؛
به تعطیلات بروید...
اگر خوشبختی را برای یک ماه می خواهید ؛
ازدواج کنید...
اگر خوشبختی را برای یک سال می خواهید ؛
ثروت به ارث ببرید...
اگر خوشبختی را برای یک عمر می خواهید؛
یاد بگیرید، کاری را که انجام می دهید ، دوست داشته باشید
دلم اندازه حجم قفس تنگ است

| Design By : Pars Skin |
